سه شنبه 8 آبان1386
*** توجه...توجه
متاسفانه خبردار شدم با اینکه این وبلاگ توسط بلاگفا فیلتر نشده اما بعضی از ( آی اس پی ) ها سر خود این وبلاگ را مسدود کرده اند و متاسفانه خیلی از دوستان نمی توانند به ویلاگ مراجعه کنند در نتیجه وبلاگ دیگری با همین نام ( من و یکی مثل من ) به آدرس جدید زیر به راه انداختم ٬ امیدوارم بتوانم به کمک شما دوستان عزیز مطالب مفیدی در آنجا داشته باشم ٬ منتظر نظرات شما دوستان در آنجا هستم .
روی آدرس زیر کلیک کنید
http://khers31.blogfa.com/
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
چهارشنبه 25 مهر1386
من نه فاعلم نه مفعول ٬ من صفت ام
من نه فاعلم نه مفعول ٬ من صفت ام

می پرسد S ؟ T ؟ V ؟ B ؟
همیشه بعد از ASL ؟ این اولین سئوال بوده است
چه فرقی دارد ؟
میان این همه سئوال
چرا اول جواب این را جستجو میکنی ؟
دنبال چه می گردی ؟
کدام گم شده ات را در این سئوال میجویی ؟
S باشم بهتر است یا V ؟
T باشم چطور ؟
دوست داری B باشم ؟
کدام باشم تو می خواهی ؟
تو به دنبال کدامی ؟
در کدامین ٬ گم شده ات را پیدا خواهی کرد ؟
یا می پرسد
همان سئوال مدرن را در قالب سنتی
فاعلی یا مفعول ؟
این یکی به دنبال کننده یا شونده می گردد
اما من نه فاعلم نه مفعول
من صفت ام
می دانم که در این بازار مکاره
مفعول خریدار زیادی دارد
فاعل نیز
اما صفت را به پشیزی نخرند
صفت کم مشتری شده اما بسی زیباست
مشتری فاعل ٬ مفعل است
مشتری مفعول ٬ فاعل
اما صفت را مشتری صفت است
تو فعل و فاعلی ام را چه می خواهی ؟
تو صفت ام را بخواه
تو صفتم را جستجو کن
آن کس که صفتم را نمی پرسد
صفتم را نمی خواهد
او کننده بودنم یا شونده بودنم را می خواهد
کننده بودن یا شونده بودن تن من است
اما صفت روح و درون من است
او به دنبال تن من است نه روح و درون من
من تن ام را نمی فروشم
نه...
عرضه نمی کنم خود را در این بازار مکاره
بگذار بپوسم ٬ بگندم
اما باز می گویم و از گفته خود دلشادم
من صفت ام
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
شنبه 21 مهر1386
تابو بودن "س ک س"

در میان تمام اقوام و جوامع کوچک و بزرگ آدمی و در پیشرفته ترین تا سنتی ترین آنها به مسائلی بر می خوریم که تابو به شمار می آیند .
در ایران و میان ایرانیان کلا مسئله "س ک س" تابو به شمار می رفته و می آید و تا به حال هیچ کس نتوانسته یا نخواسته در این زمینه کنکاش و تحقیقی کند ٬ به همین دلیل در تاریخ ایران زمین با آن همه گستردگی ما هیچ کجا با مسئله مهم "س ک س" و تمایلات جنسی مردم این سرزمین به سندی بر نمی خوریم .
هنوز در تاریخ مشاهیر و بزرگان این سرزمین ٬ از گرایش جنسی آنها اطلاعی مستند در دست نیست و برخی اظهار نظرهای موجود همه برگرفته از تفکرات سلیقه ای و به دور از سندیت است ٬ مثلا در میان بعضی تفوافق است که نویسنده بزرگ ایران صادق هدایت تمایلات همجنسگرایانه داشته است ٬ اما گروهی دیگر این نظریه را رد می کنند و هر کدام برای خود دلایلی می آورند .

حتی بعضی را نظر آن است که مولوی شاعر گرانمایه ایرانی دارای تمایلات جنسی همجنسگرایانه بوده است و هستند کسانی که این نظریه را قویاً رد می کنند .

من نیز قصد تائید یا رد این نظریه ها را نداشته و تنها برای بیان موضوع مورد نظر خود که همان تابو بودن مسئله مهم "س ک س" و تحقیق نشدن در این مقوله در جامعه ایرانی می باشد این دو نظریه را در بالا آوردم .
ما در تاریخ جامعه شناسی و مردم شناسی ایران هیچ کجا با مسئله مهم تمایلات جنسی مردم ایران بر نمی خوریم و گویا محققین ایرانی نخواسته یا نتوانسته در طول تاریخ این تابو را زیر پا بگذارند .
چگونه است که در مقوله جامعه شناسی و مردم شناسی محققین بزرگ در مورد پوشاک ٬ غذا ٬ رنگ و دیگر مسائل که آنها هم دارایه اهمیت بسیار هستند در تاریخ اقوام ایران تحقیق کرده اند و میدانند که مثلا مردمان فلان منطقه در گذشته دارای چه علایقی در زمینه های گوناگون بوده اند اما در مورد تمایلات جنسی آنها هیچ گونه تحقیقی نشده است ؟!
همین مسئله تابو بودن "س ک س" در جامعه باعث شده تا نتوان در مورد "س ک س" آموزشی صورت بگیرد و اکثر افراد جامعه اطلاعاتی که در این زمینه دارند در بر گیرنده برداشت شخصی خود یا اطرافیان است و کمتر کسی دارای اطلاعات علمی در این زمینه می باشد .
چه بسا پدر و مادرانی که نمی دانند فرزندانشان چه زمانی به سن بلوغ رسیده اند و از نوع رفتار با جوان خود را در این موقعیت حساس آگاهی ندارند ٬ چه بسا نوجوانانی که با دیدن تحولات روحی و روانی در سن بلوغ نمی دانند با این دوران حساس زندگی چگونه برخورد کنند و سعی در اختفاء از دیگران و سرکوب آن دارند ٬ چه بسا نوجوانانی که در این دوران به همجنس خود تمایل دارند و چون هیچ اطلاعی در این زمینه ندارند با خود دچار مشکل روحی می شوند ٬ چه بسا نوجوانانی که به دلیل آگاهی نداشتن در زمینه مسائل جنسی و نیاز روحی دورانی که در آن هستند به خودارضایی رو آورده و متاسفانه بسیار دیده شده است که به این عمل اعتیاد پیدا کرده اند ٬ و هزاران مورد دیگر که همه به خاطر عدم آموزش در زمینه مسائل جنسی می باشد .
در میان این همه کتاب که نشر می شوند چه تعدادی در زمینه مسائل جنسی می باشد ؟ همین کمبود ها است که کتابی کم ارزش مانند "جوانان چرا ؟" در میان جوانان محبوبیت پیدا می کند و به چاپ چندم می رسد ٬ در صورتی که در این کتاب هیچ نگاه علمی وجود ندارد و باز مثل همیشه با نگاه مذهبی مسئله مورد بررسی قرار گرفته است .

چه تعداد از روان پزشکان و متخصصان در مورد همجنسگرایی تحقیق داشته اند و آن را به جامعه ارائه داده اند ؟ به همین علت است که اکثر مردم با همان دید سنتی به مسئله همجنسگرایی نگاه می کنند و حتی اکثر همجنسگرایان شناخت درستی از خود ندارند .
به راستی تنها ایراد از حکومت است ؟ نه زیرا در حکومت گذشته نیز در این موارد هیچ کاری نشده است ٬ و این بر می گردد به تابو بودن مسئله "س ک س" در جامعه سنتی ایران .
بیائید فکر کنیم که فردا حکومت تغییر می کند یا احکام موجود در زمینه همجنسگرایی تغییر می کند ٬ آیا مسئله حل می شود ؟ نه ٬ زیرا تا زمانی که جامعه نتواند این مسئله را بپذیرد هیچ چیز تغییر نمی کند و این امر تنها با آموزش اصولی و علمی می تواند در جامعه مورد پذیرش قرار گیرد .
پس باید امیدوار بود که جامعه شناسان ٬ مردم شناسان و روان پزشکان آستین همت بالا زده و سعی در تحقیق در زمینه مسائل جنسی در همه شکل ها و فرهنگ سازی آن در جامعه کنند .
به امید آن روز
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
چهارشنبه 18 مهر1386
مرگ آرش

**مرگ جوانی در استان فارس بعلت سقوط از کوه**
این خبر ناراحت کننده همانند هزاران خبر از این دست که روزانه بسیار در صفحات نشریات می خوانیم باعث ناراحتی ما می شود اما مجبوریم از کنار آن بگذریم ٬ گذران زندگی آنقدر دشوار شده که دیگر امثال این اخبار نمی تواند شکی باشد در زندگی ما ...
اما اگر اندکی در این خبرها کنکاش کنیم شاید این حوادث به نوعی به ما مربوط باشه ...
آری مربوط است مثل همین خبر بالا
در بیان ماجرای حادثه به دلیل مسائل امنیتی به جای نام جوان از نام آرش استفاده میکنم
آرش که در یکی از شهرستانهای کوچک استان فارس زندگی می کرد یک همجنسگرا بود که باید در جامعه سنتی شهر خود با هزاران فشار و ترس زندگی کند ٬ اما گویا کم کم سعی می کند با افرادی حتی اگر همجنسگرا نبودند ارتباط جنسی برقرار کند و بتواند با آنها ارتباط داشته باشد اما متسفانه به دلیل کوچکی شهر زود خبر به گوش جوانان هم سن و سال او می رسد ٬ تا آنجا که خبر به گوش جوانان بسیجی مسجد محل نیز میرسد و آزار و اذیت بسیجیان شروع می شود و حتی از او در قبال فاش نساختن مسئله از آرش اخاذی می کنند ٬ تا آنجا که روزی مجتبی ( نام حقیقی یکی از بسیجیان ) گوشی موبایل آرش را گرفته و تنها سیمکارت او را پس میدهد و در اعتراض آرش می گوید اگر اعتراضی کند قضیه را به خانواده آرش می گوید و آرش از ترس برخورد شدید خانواده سکوت می کند .
فشار بسیجیان مخصوصا مجتبی با دو نفر از دوستانش زندگی را به او تلخ کرده بود اما آرش هیچ راه نجاتی از این اوضاع پیدا نمی کرد .
گستاخی آنها تا آنجا پیش می رود که مجتبی از آرش می خواهد تن خود را در اختیار او قرار دهد اما آرش با او برخورد کرده و مخالفت می کند و مجتبی دیگر هیچ وقت از او چنین درخواستی نمی کند .
آزار و اذیت ها و اخاذی از آرش ادامه داشته تا اینکه روزی مجتبی و دوستان از روحانی مسجد در مورد حکم عمل لواط می پرسند و روحانی جواب می دهد یا باید او را سوزاند یا از کوه پرت کرد !!!
چند روزی می گذرد تا اینکه مجتبی و دوستان نقشه شومی برای آرش می کشند ٬ رفتار و اخلاق شان را با آرش بهتر میکنند و با آرش طرح دوستی می ریزند و رفتار خوب آنها تا آنجا مشکوک بوده که یکی از دوستان آرش ( کسی که ماجرا را برای من تعریف کرده ) به او می گوید که رفتار خوب آنها بی دلیل نیست اما آرش به خاطر رهایی از آن همه فشار می گوید همین که دیگر مزاحمم نمی شوند خوب است .
تا اینکه مجتبی و دوستانش ( معلوم نیست که آیا روحانی محل خبر داشته یا نه ) برای انجام نقشه شوم خود از آرش می خواهند که فردا جمعه برای گردش با آنها به کوه برود و آرش بعد از اسرار و تحدید زیاد قبول می کند با آنها به کوه برود .
فردای آن روز ٬ صبح جمعه مجتبی و دوستانش به دنبال آرش می روند و چهار نفری با ماشین مجتبی به سمت کوه حرکت می کنند ٬ در ضمن آرش از آنها می خواهد که اجازه بدهند دوستش را همرا خود بیاورد اما آنها قبول نمی کنند .
آنها به کوه می رسند و به سمت بالای کوه راه می افتند حدود ساعت ۱۰ صبح بوده که به وسط کوه می رسند و آنجا نقشه شوم خود را عملی می کنند و آرش را از کوه پرت می کنند سریع به شهر برگشته و خانواده آرش را در جریان قرار میدهند و به کمک نیروی انتظامی و هلال احمر جسد بی جان آرش را از قعر دره بیرون می آورند .
مجتی و دوستان هم فقط دو بار بازجویی شده اند و پلیس حادثه را اتفاقی تشخیص داده و کسی را مقصر ندانسته و خانواده آرش با اینکه تا حدودی در جریان حوادث قرار گرفته اند ولی گویا به قول خودشان برای حفظ آبروی خود و فامیل قصد ندارند اقدامی کنند .
به راستی آرش چرا نبایند حال زنده باشد و با خیال راحت با او که دوستش دارد زندگی را به خوشی بگذراند ؟
باید آرش ها را دریاب ...
روحش شاد
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
دوشنبه 16 مهر1386
یکی بود یکی نبود

زوزه باد
جیر جیر چندل های سقف
غرش امواج که تن به موجشکن ها می کوبند
خش خش رقص برگهای خشک ، روی زمین
یکی بود یکی نبود
غیر از خدا و من و تو
هیچ کس نبود
تمام دنیا خلاصه شده
در این خانه
در این اتاق
و من
و تو
بی چاره تخت فکستنی
باید تحمل کند سنگینی ما را
و پیچش پاها بر هم
و دستانی که حجاب میدرند
دست هایی که می سُرند زیر لباس
نوازش سینه فراخ و مردانه
لب هایی که بر هم می نشینند
و زبان هایی که از سخن باز می مانند
هم آغوشی و پیچش زبان ها
تن ها به هم می پیچند
هر کدام پیچک دیگری
و گرما که بیداد می کند
آه...آه
ناله من و تو
همه صدا ها را در خود فرو برده
صدایی نیست
اگر هم باشد شنیده نمی شود
و پس از زمانی
سیگار ها گیرانده می شوند و صدایی نیست جزء
زوزه باد
جیر جیر چندل های سقف
غرش امواج که تن به موجشکن ها می کوبند
خش خش رقص برگهای خشک بر روی زمین
** تقدیم به جواد که دوستش دارم **
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
سه شنبه 10 مهر1386
اگر گلم نیستی / خارم چرایی ؟
در کانال یک به مدیریت شهرام همایون فردی به نام عباس پهلوان به اجرای برنامه می پردازد که گویا دارای سابقه طولانی در زمینه روزنامه نگاری می باشد تا آنجا که دکترنوری زاده که از نظر بنده انسانی با علم و دانش است به ایشان لقب استاد می دهند .

اما متاسفانه ایشان به دلیل سن زیاد و گرد پیری که بر او سایه افکنده نمی تواند به درستی برنامه تلوزیونی را اجرا کند ٬ مثلا در میانه صحبت رشته کلام را از دست می دهد و مجبور است تا موضوعی را نا تمام گذاشته به سراغ موضوعی دیگر برود ٬ از نظر یاد سپاری اسامی که پیرمرد بیچاره بسیار اذیت می شود آنچنان که وقتی اسمی را می خواهد بگوید و یادش نمی آید یک کلمه ای شبیه به آن اسم را به کار می برد که در بعضی از مواقع به اسم اول بی احترامی می شود .
از همه اینها که بگذریم در چند روز گذشته بسیار نوشتیم و گفتیم که هورمزد را سپاس که این خارج نشینان که به رسانه جمعی دست رسی دارند و کار سیاسی میکنند شروع کرده اند در مورد مسئله "همجنسگرایان" به بحث و تبادل نظر و دعوت از مدافعان این قشر از جامعه .
اما افسوس که فردی مانند عباس پهلوان از بی اطلاعی و در کمال بی ادبی و زننده می آید در تلوزیون کانال یک و در مورد "همجنسگرایان" صحبت می کند ٬ شاید که او قصد بی احترامی به این قشر را نداشته و شاید هم می خواسته از آنان دفاع کنند اما متسفانه به دلیل بی اطلاعی ٬ سخنانی بر زبان می آورد که گویا این ملایان ضحاک صفت در مورد این مسئله ابراز نظر می کنند .
در پایان تنها قسمتی از جملات عباس پهلوان را می آورم که در تاریخ ۱۰/۷/۱۳۸۶ پخش شد تا خود ببینید و انصاف به خرج دهید
عباس پهلوان : این "Gay ها" (لغت فرنگی همجنسگرایان که در ایران نیز از این کلمه در میان خود جامعه همجنسگرا استفاده می شود ) در ایران به خاطر آن است که نگذاشتند دختران از خانه بیرون بیایند و در جامعه باشند ٬ چون جوانان نمی توانستند با دختران ارتباط بر قرار کنند با جوانان زیبا رو رابطه بر قرار می کردند و در جامعه کسی از آنها نمی پرسید که این جوان کیست که با او هستی در صورتی که نمی توانستند آزادانه با دخترها باشند ٬ من حتی شنیده ام دختران هم با خودشان رابطه دارند ...
اما ای کاش عباس پهلوان با آن همه سابقه روزنامه نگاری کمی در مورد این مسئله که موضوعی روانشناسانه است مطالعه می کردند و بعد می آمدند در تلوزیون کانال یک در مورد موضوعی به این مهمی ابراز عقیده می کردند .
عباس پهلوان قدما گفته اند : اگر گلم نیستی ٬ خارم چرایی ؟
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
جمعه 6 مهر1386
ما در ایران همجنس باز نداریم ......
همانطور که قبلا گفتم خوشبختانه بعد از سئوال رئیس دانشگاه کلمبیا از احمدی نژاد در مورد "همجنسگرایان" ایران و آن جواب به دور از عقل آقای رئیس جمهور کشوری بزرگ مثل ایران بحث "همجنسگرایان" ایران در رسانه های فارسی زبان خارجی مخصوصا صدای آمریکا و کانل یک بسیار داغ شده است .
اما جالب است قبل از هر چیز جواب احمدی نژاد را در اینجا برای طنز هم که شده بیاورم
ایشان در جواب سئوال رئیس دانشگاه که درمورد آزار و اذیت "همجنسگرایان" می پرسد او می گوید :
ما در ایران مانند اینجا همجنس باز ( ایشان به جای کلمه "همجنسگرا" از کلمه اشتباه و به دور از اخلاق همجنس باز استفاده میکند ) نداریم ٬ ما در ایران اصلا چنین چیزی وجود ندارد ( خنده دانشجویان و حاظرین در جلسه ) اصلا نمی دانم چه کسی این مطالب را به شما گفته است (خنده و هوی کردن حاظرین )
اما خوشبختانه صدای آمریکا برای اولین بار به فکر قشر "همجنسگرایان" ایران افتاده تا جایی که در برنامه شباهنگ (یکی از برنامه های صدای آمریکا ) از حسین علیزاده سخنگوی انجمن حمایت از دگرباشان جنسی دعوت میکند و جواب احمدی نژاد را مورد نقد قرار می دهند هرچند بسیار کوتاه
اما همین برنامه ها نوید آینده ای روشن را برای جامعه "همجنسگرایان" ایران میدهد
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
چهارشنبه 4 مهر1386
آهای جواب مرا بده

آهای احمدی نژاد آیا میدانی این دو نفر چرا به دار آویخته شدند و چون پروانه ای در میان آسمان و زمین رقصیدند ؟
نه ...
نمی دانی ...
آنها عاشقانه همدگر را دوست داشتند
آنها در آن هنگام که در آغوش هم بودند به اوج می رسیدند
آنها گل های شقایقی بودند که دست حکومت آخوندی آنها را پرپر کرد
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
چهارشنبه 4 مهر1386
حرفی زدند آخر در مورد ما
اگر توجه کرده باشید بسیار به ندرت گروه های اپزیسیون چه داخلی چه خارجی در مورد مسئله بسیار مهم "همجنسگرایی" حرفی می زنند ٬ تنها شبکه ای که در این مورد در چند جلسه بحث نمود کانال یک بود که به مدیریت آقای شهرام همایون می باشد .
اما خوشبختانه در این دو روزه که آقای احمدی نژاد به آمریکا رفته اند و در دانشگاه "کلمبیا" از او در مورد "همجنسگرایان" پرسیده اند و ایشان جواب داده اند که در جامعه ما از اینگونه مسائل وجود ندارد !!! و این جواب باعث خنده شرکت کنندگان شده است ٬ کم کم اکثر افراد اپزیسیون خارجی این مسئله را یادآور می شوند که :
مگر می شود در جامعه ۷۰ میلیونی ایران "همجنسگرا" وجود نداشته باشد ؟!!
و آن دو نفری که سال گذشته در مشهد به جرم همجنسگرایی به دار آویختید چه بود ؟
اما به راستی آیا از زبان افراد و شبکه های خارجی که به قول خودشان در خارج مشغول مبارزه با این رژیم سفاک هستند آیا تا به حال دفاعی از "همجنسگرایان" تحت فشار ایران شنیده بودید ؟
باز خدا را شکر که رئیس دانشگاه کلمبیا در مورد وضعیت دشوار "همجنسگرایان" ایرانی از احمدی نژاد پرسید .
باز خدا را شکر که احمدی نژاد چنین جواب خنده داری داد که در ایران این افراد وجود ندارند .
باز خدا را شکر که شرکت کنندگان خندیدند .
باز خدا را شکر این امر باعث شد اپزیسیون خارج از کشور هر چند اندک از این قشر که با هزاران دشواری و سختی در ایران زندگی می کنند در حالی که هر لحظه تناب دار را به دور گردن خود احساس میکنند ٬ یاد کنند . تا جایی که آقای نوری زاده ٬ شهرام همایون ٬ بهنام ناطقی ٬ وفا مستقیم ٬ ستاره درخشش ٬ و حتی آقای دکتر محمودی رئیس بخش فارسی صدای آمریکا در صحبت هایشان از "همجنسگرایان" ایران یاد کردند .
به راستی اگر رئیس دانشگاه کلمبیا از احمدی نژاد در مورد همجنسگرایان ایران نمی پرسید ٬ هیچگاه اپزیسیون از "همجنسگرایان" که در ایران زیر هرگونه فشاری سعی میکنند با تشکیل گروه ها و وبلاگ ها صدای خود را به دیگران برسانند یاد نمی کردند .
اما افسوس و هزاران افسوس ٬ که بخشی بزرگ از اپزیسیون در خارج از کشور بحث کردن و دفاع از مقوله "همجنسگرایی" را با همان دید سنتی و مذهبی نادرست و غیراخلاقی می داند .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی
سه شنبه 3 مهر1386
من میروم / نه / من رفتم

من میروم
نه...
میروم جایز نیست
من رفتم
رفتم از این خانه ی به ظاهر امن
آری میدانم
میدانم که در راه کوچ
ممکن است کودکی با قلاب سنگ پروبالم را بشکند
ممکن است در میان چنگال های قرقی تکه تکه شوم
آری میدانم
چه فرقی دارد؟!!!
مگر اینجا پرو بالم را نمی شکنند ؟!!!
مگر اینجا بدنم در میان چنگال های قرقی تکه تکه نمی شود ؟!!!
در میانه راه کوچ یک بار سنگ پروبالم را میشکند
و من خواهم مرد
در میانه را کوچ یک بار در میان چنگال های قرقی تکه تکه خواهم شد
و من خواهم مرد
اما در این خانه به ظاهر امن من لحظه به لحظه
پروبالم میشکند
و در میان چنگال های قرقی تکه تکه می شوم
من میروم
نه...
میروم جایز نیست
من رفتم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت توسط : آدم برفی